بسم الله ...
السلام علیک یا اباعبدالله (ع"
"اَنَا مَوْلاکَ عارِفٌ بِاُولیکَ وَ اُخْریکَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللّهِ تَعالى
بِکَ وَ بِآلِ بَیْتِکَ وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَکَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ
عَلى یَدَیْکَ"
"من دوست تو و بیناى به آغاز و انجام کارت هستم و به سوى خداى تعالی
بوسیله تو و خاندانت تقرب جویم و منتظر ظهور تو و پیروزى حق بدست تو
هستم"
سلام بر ستارههای سوخته بر اندام دشت!
سلام بر بدنهای چاک چاک!
سلام بر خورشیدهای بر نیزه!
سلام بر مظلومیت بر خاک مانده!
سلام بر لحظههای غریب وصال!
سلام بر خیمههای سوخته، بر بدنهای جدا شده از سر!
توسل به علمدار کربلا
به دلیل مشکلی که به آن دچار شده بودم، به مسجد جمکران رفتم. در دلم را
در عالم معنی به حضرت ولیعصر (عج) عرض کردم و از او خواستم که وساطت کرده
و در درگاه خدا شفاعت کند تا مشکل من حل گردد. به طور مکرر به مسجد
جمکران رفتم ولی نتیجهای نگرفتم تا اینکه روزی در آن مسجد، در هنگام
نماز دلم شکست و خطاب به امام زمان (عج) عرض کردم:«مولاجان! آیا جایز
است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسل شوم، شما امام
من میباشید. آیا زشت نیست با وجود امامی مانند شما به شخص دیگری حتی به
علمدار کربلا قمر بنیهاشم (ع) متوسل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم؟
از شدت ناراحتی، بین خواب و بیداری با چهرهی نورانی حضرت حجت (ع) روبرو
شدم. بیدرنگ سلام کردم جواب سلامم را دادند و فرمودند:«نه تنها زشت نیست
و ناراحت نمی شوم که به علمدار کربلا متوسل گردی بلکه شما را راهنمایی
نیز میکنم که هنگام توسل به علمدار کربلا بگویی :
«یا ابا الغوث ادرکنی». ای پدر پناه دهندگان به فریاد برس و به من پناه ده
پ ن:
نقل شده از یک ایمیل
باید زایر کربلا داشته باشی تا بدانی چه میکشم
باید بدانی سال پیش من هم بال بال میزدم اینروزهااا
اردیبهشت برام میشود کربلا
اردیبهشت یعتی سجده شکر
یاحق
... نظرات دوستان() link جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ - ر.درویشی
بسم الله...
سلام مــاه مــن !
دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …!
گفتم بیایم سراغ ِ خودت ..
احوال مهتابیت چطور است ؟!
چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟!
چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟!
چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟!
چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟!
چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !
راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا ….؟!
می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟!
یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود …. هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد !
تو فقط ماه من بمون و باش !
ماه من !
مراقب خاطراتمان ، روزهای با هم بودنمان .. خلاصه کنم بهونه موندنم مراقب خودمون باش
یاحق
... نظرات دوستان() link دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ - ر.درویشی
بسم الله ...
فاطمیه است
روزایی که دلی واسه ادم نمیمونه
روزایی که دلت تو کوجه های بنی هاشم است
یاد پارسال میوفتم روز شهادتتون بانو من نجف بودم
واسه تسلیت گفتن به مولا
نجف سر تاسر مشکی
من پیش ضریح مولا بودم و من لال بودم
من چی بگم ؟
فقط یادمه مامان منو از ضریح جدا کرد
من اونجا نبودم
من مدینه بودم سکوت مدینه داشت خفه ام میکرد
من غریبی مدینه رو فهمیدم وقتی بقیع دیدم وقتی اذان واسه من بغض بود
من اشهد ان علی ولی الله رو نشنیدم
من دییدم باید فریاد فاطمی باشه
باید فاطمه س باشه
علی ع میدونست فاطمه س نباشه
بوی بهشت رو باید از کجا استمام کرد
هیج کس واسه علی ع فاطمه س نمیشد
فاطمه س بود که از علی ع توقعی نداشته
فاطمه س باید میبود با درد به دنبال علی ع برود که این مردم یادشون رفته غدیر خم
فاطمه س رفت چون میدونست عاشورایی در راه هست
باید زینب را اماده میکرد
زینب درد های بیشتری را باید تحمل میکرد
وزینب س
بانو برایمان دعا کنین
دعا که شما همیشه اول همسایگانتان را دعا میکردین
دعایمان کنین
یاحق
... نظرات دوستان() link جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ - ر.درویشی
بسم الله ...
باید بنویسم
سهمم از نوشتن امروز یه دنیا بغض دلتنگی خستگی
اینروزا خسته ام به اندازه تموم عمرم
این روزا دارم تمرین میکنم
همش میگم راضیم به رضات خدایا
خدایا میدونی دلم گرفته
میدونی خسته ام
خدا ظرفیت بنده ات تموم داره میشه
من خیلی وقت نخندیدم
نذار پای ناشکری
گلایه هامو
دلم حرم ارباب میخواد
این عقده ها باید باز بشه
خدایا دارم کم میارم
خدایا بهم رحم کن ارحم
اینروزا زود رنج شدم
من که دل نمیومد کسی ازم برنجه
ناشکری نیست
گلایه ام نیست
میدونی همش مخاطب حرفام یا شما بودی یا اهل بیت ع
هیج وقت نخواستم بنده ات با غصه های من غصه دار شن
همیشه من سنگ صبور بودم واسه شنیدن درد دل
خدایا فرجی
میدونی من عاشقانه دوستت دارم
من جز تو کسیو ندارم
تو همیشه مخاطب من بودی
دردل منو تو میدونی
میدونی دردم مریضیم نیست
من این بدن امانت تو بوده و هست
باید پسش داد
دلم تنگ
گرفته
فرجی
اقای مهربانیهای من اقای زمان و عصر من
دعایش کن دعایمان کن
ایتجا دلی بارانیست
یا حق
... نظرات دوستان() link جمعه ۱۸ فروردین ۱۳٩۱ - ر.درویشی
بسم الله
دلگیرترین سال تحویل عمرم سپری شد
نمیدونم چرا انقدر دلگیر بودم
وقتی قرانو باز کردم تا اروم شم
عاشقانه ترین سوره که دوست داشتم
امد
سوره الرحمن
و من
ببار بارون
فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ؟
حال من خوب است اما تو باور نکن
حال من خوب است مثل حال گل. حال گل در دست چنگیز مغول
فاطمیه نزدیک است
و من
غربت مدینه
دلتنگی
بغض
یا حق
... نظرات دوستان() link چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳٩۱ - ر.درویشی
بسم الله ...
پنجشنبه ساعت 12 ظهر من وفاطمه
فاطمه با تعجب نگاهم میکنه و میگه روبیتا تو عروسی نمیری مگه اسلام با شادی مخالفه
من نگاهش میکنم که کی اینو بهش گفته یادم میوفته کار رویا هست صد در صد
میگم نه اینطوریام نیست من هر عروسی نمیرم و اسلامم با شادی موافق البته با افراط و تفریط موافق نیست
باز با تعجب نگاهم میکنه میگه اهنگم گوش نمیدی ؟
وباز من میمونم چی بگم علمی بگم شرعی بگم
میگه اخه خیلی لذت بخشه
میگم میدونم .خودم نزدیک دوسال گوش نمیدم
ولی الان خیلی راحتترم و واسم لذتی نداره
میگه لابد کم گوش میدادی و من شروع میکنم به گفتن و میشه تجدید خاطرات
یادم میاد چقدر اصرار داشتم که باباینا واسم ارگ بگیرن و بابا بهترین مارک ارگ واسم گرفت و من جقدر ذوق کردم
بهش میگم از کنسرت هایی که رفتم
از کنسرت خواننده ترکیه ای که رفته بودم
و فاطمه فقط با تعجب نگاهم میکنه
میگم باور کن فاطمه من روحم خیلی راحت و پر از ارامششم میگم عزیزم من هردو موقعیت درک کردم و الان تو خونه ما همه گوش میدن
ومن سعی میکنم اذیتشونو نکنم وبیشتر تو عمل نشون بدم
خانواده ام تا حدودی رعایتم میکنه
بهش میگم امتحان کن
بعد یه مدت روحت خیلی راحتتر
و مهمتر از این خدا ازت راضیتره
و باز رو حرفشه که نه نمیتونم
میگم باشه عزیزم اشکالی نداره ولی لاقل گوش میدی یه ریتم گوش بده ریتماشو همش عوض نکن که بعدها مشکل قلبی پیدا نکنی وقلبت اذیت نشه
پ .ن
سال 90 داره تموم میشه خدایا شکرت واسه همه نعمتات
غمات شادیات
یاد گرفتم شاید خیلی بهم خرده بگیرن بگن افراطی
ولی مهم تویی واسه من ولاغیر
خدایا من بدون لطف تو هیجم
خدایا نذار دچار غرور شم
خدایا میدونم نمیخواستی نمیشد
سال 91 باز مهمان امام رضا ع هستم انشالله
دعا گوی دوستان هستیم انشالله
سال نو مبارک
دعا کنیم واسه مسافری که نیامد
اقای مهربانیها برایمان دعا کنین
دعا کنین لبخند رضایت خدا و شما شامل حالمون شه
دعا کنین دچار غرور نشیم
که ما فقط یه بنده هستیم ولا غیر
آخرین یکشنبه سال را مهمان سیدالکریم بودن بسیار گوارا بود ...به یاد حرم حسین ع
هنوزم واسم سوال تنها امامزاده هستن که زایرانش ثواب زیارت ارباب را میبرند
یاحق
... نظرات دوستان() link جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠ - ر.درویشی
بسم الله ...
مینویسم که یادم بمونه
دیروز داشتم برنامه سمت خدا رو میدیدم
حاج اقا عالی داشتن صحبت میکردن و تو صحبتاشون اشاره به دعا جوشن صغیر کردن
کنج ذهنم بود که حتما بخونمش
ولی امان از خستگی اونم از نوع اینکه انقدر خسته هستی که دوستداری بخوابی ولی از خستگی خوابت نمیبره ...تو اوج خستگی بودم یه دفه یادم افتاد که قرار بود دعا رو بخونم
وشروع کردم عاشقانه ترین دعایی که تا حالا نخونده بودم و یادم امد نعمتهایی که فراموش کردم ..نعمتهایی که تا حالا بهش فک نکردم بودم ومن چه غافل بودم
به خاک افتاد روى کهنه و فانى من در برابر روى جاویدان و همیشگى تو به خاک افتاد
... نظرات دوستان() link سهشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠ - ر.درویشی
بسم الله
یکسال میشه مخاطب نوشته ها .حرفا .گلایه هایم شدین
من با ذکر نام شماست که اروم میگیرم
میدونم خیلی بدم ولی با کریمان کارها دشوار نیست
وقتی به دشمنان خودتون اب دادین با اینکه میدونستین دشمنن و روزی اب رو از شیرخوار شما دریغ میکنن دریغ نکردین
اینجاست که من برای از شما گفتن کم میارم
محبتتی که تو دلم انداختین نمیخواستین نمیشد
کربلا رفتن امدن موندن
یعنی یه عمر حسرت که میشه دوبار رفت
وقتی فک میکنم واسم سوال من چطوری اروم بودم تو بین الحرمین
وقتی مبهوت بودم تو حرمتون ..من کربلا و بغض
داشتم دق میکردم انقدر یا رضا گفتم تا بغض باز شد ..
انقدر زندگی مادی اسیرم کرده بی معرفت شدم میدونم
ولی چشم امیدم به شماست هوامو دارین
سال 90 داره تموم میشه ..اخرین روزاست برات کربلا رو اول سال از امام رضا میخواستم
و سال 90 شد ماندگارترین سال
وقتی دلتنگ حرمتون میشم ..حرم امام مهربانی ها بهترین پناهگاه میشه
من خیلی بدم خیلی ولی امام رضا با بد بودنم دعوتم میکنن
و من بهت زده ..وقتایی که دارم دق میکنم از دوریتون ..یه اس ام اس کافی که بگه دعاگوت هستم تو مشهد و من بغض
ببار بارون
پنج شنبه دگر در ره هست
و دلی جا مانده در بین الحرمین
اقا جان
قبول درگه خود کن که سیراب به جز اشک ناقابل ندارد
بدم اما گرفتار تو هستم
مگر هرکس که بد شد دل ندارد
کربلا کربلا
این دلتنگم عقده ها دارد گویا میل کربلا دارد
حتی خیال بی تو شدن میکشد مرا
کارم به روزگار جدایی نمیرسد
اقای مهربانی ها برایمان برایش دعا کنین
... نظرات دوستان() link چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠ - ر.درویشی



